آبــی مــثــل دریـــا
قطره ،قطره، دریا، دلتنگی روی کاغذ تنهایی ام می چکد و من درسينه ام کتابی دارم با ورق های آبی!
مسافت شب رامي شمرم ونبودنــهايت را با بي شمار اشكهايم طي مي كنم آه سينه با غم نــهان قلبم عـــجين ترسيمي ست از تكرار شبانه ام بــا خفتنـهاي پريشــان دست و پنجه نرم مي كند خواب آلودگيهايم نكند شبي با بي خوابگي همبستر شوي در اين بستر همه چيز سرگردان است خوابهاي پريده،در پژواك افكاربي رنگ ديــگر هيــچ گـاه خواب ساعت ديواري اتاقم را نمي پرانم ديگر قصه تكرار تيك تاكش را نمي خواهم من چشمانم بسته است دوســت دارم، ذهن پريشان لحظه هاي گيج شده خالي ازهرتصويري باشد تنها قاب خــالي اشــكـهايم در انتظار تصوير آمدن توست دریا۵/۱۱/۸۶
| Design By : Night Skin |


