آبــی مــثــل دریـــا
قطره ،قطره، دریا، دلتنگی روی کاغذ تنهایی ام می چکد و من درسينه ام کتابی دارم با ورق های آبی!
مــن دلــم تنــگ مي شود براي تو براي هرآنچه كه تكانم مي دهد تـــــا تــامل خـــويش بـــــــراي خاطراتمان چيزهايي كه تو، توهم مي خوانيشان دلــم كــه تنـــگ مي شــود پاي لحظه هاي خالي از تو بــساط اشك پهن مي كــنم گوش خيالم را به گذشته مي چسبانم صدايت را از امواج پراكنده ي زمان جمع مي كنم پژواك صدايت بر ديوار ذهن مي كوبد پر از آواز مي شوم از تو مگرغير از اين است كه توهم هم وجود دارد؟ باشد ... به خودم دروغ نمي گويم! اما به حقيقت دقايق پريشان عاشقي سوگند دلم براي اين توهم تنگ مي شود دريا ۷/۲/۸۷ 
| Design By : Night Skin |


